شيخ حسين انصاريان
107
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
كنندهاى طاقت به ميدان آوردن آن عبادت را از نظر كيفى و معنوى نداشته و ندارد و نخواهد داشت ! با اين همه ، عبادت خود را نسبت به شايستگى مولويّت حق ، كم و اندك و خود را تا آخرين لحظهء عمر با همهء وجود مديون خدا دانستهاند و ادعاى هيچ طلبى از حضرت حق نداشتهاند و چون عبادت خود را با عبادت رسول خدا صلى الله عليه و آله مقايسه مىكردند به ناله و گريه مىافتادند و آه از نهادشان برمىآمد و مىگفتند : ما كجا و رسول خدا كجا ! ! از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت شده : مَا عَبَدتُكَ طَمَعاً فِى جَنَّتِكَ ، وَلا خَوفاً مِن نَارِكَ ، وَلَكِن وَجَدتُكَ أهلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدتُكَ « 1 » . تو را نه به طمع و اميد به بهشتت و نه از بيم دوزخت بندگى كردم بلكه تو را شايسته و سزاوار پرستش يافتم پس به عبادت و بندگيت برخاستم . و نيز آن حضرت فرمود : إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّهَ رَغبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْتُّجَارِ ، وَإنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّهَ رَهْبَةً فَتِلكَ عِبَادَةُ الْعَبيدِ ، وَإنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّهَ شُكْراً فَتِلكَ عِبَادَةُ الأحْرَارِ « 2 » . گروهى خدا را به اميد دست يافتن به بهشت پرستيدند و اين پرستش تاجران و بازرگانان است و قومى خدا را به خاطر ترس از دوزخ عبادت كردند و اين عبادت بردگان است و جمعى او را از سر سپاس و شكر بندگى كردند و اين بندگى آزادگان است .
--> ( 1 ) - عوالى اللئالى : 1 / 404 ، حديث 63 ؛ بحار الأنوار : 69 / 278 ، باب 116 ؛ شرح نهج البلاغة ابن ميثم : 5 / 361 . ( 2 ) - نهج البلاغة : 815 ، حكمت 237 ؛ كشف الغمة : 2 / 150 ؛ وسائل الشيعة : 1 / 63 ، باب 9 ، حديث 136 ؛ بحار الأنوار : 41 / 14 ، باب 101 ، حديث 4 .